من در انتظار شنیدن کلامی هستم

که از برای من نیست و مراناشنیدنیست . . .

دوستت دارم را میگویم

من در انتظار دیدار در خیابانی هستم

که سرشار از حس تنهایی من است و هماغوشی تو

بوسه را میگویم

من در انتظارم ....که شبها بگذرد و روزها به توالی رسد

شاید که تو را لبخند بر لب بینم ...هرچند دست در دست دیگری ...

آری

روزی خواهی آمد

از کوچه های باران

با دوستت دارم ها و بوسه ها و لبخند ها

روزی خواهی آمد ....