خب واقعیتش من تصمیم نداشتم که توی بازی بزرگ شرکت کنم ولی فشار بی امان دوستان و تهدیدات انجام شده بنده رو مجبور به اعترافات بسیار دردناک میکنه . خلاصه بدونید که این اعترافات با فشار زیاد و تحت شکنجه روحی شدید از من گرفته شده و هم اکنون همه مطالب رو عمیقا تکذیب میکنم :
۱- در روابط اجتماعی بسیار ضعیف و توانایی برقرار کردن یک دوستی ساده و درست و حسابی رو ندارم . بخاطر همین تبعات اون رو به صورتهای مختلف تحمل میکنم .
۲- از تکرار یک سری کار ها خوشم میاد ..مثل اینکه فقط توی یک رستوران خاص و پشت یک میز خاص غذا بخورم . از یک فروشگاه خاص لباس بخرم و یک سالن خاص رو برای ورزش انتخاب کنم و ....... .
۳- بشدت به شخصیت خودم مغرورم و فکر میکنم از من خوش تیپ تر توی دنیا پیدا نمیشه . برای همین از آدمهای خوش تیپ هم خوشم نمیاد ...اصلا از آدمهایی که زیادی جلب توجه میکنن خوشم نمیاد .
۴- نقطه ضعف من سیب زمینی سرخ کرده است و در مقابل ژامبون مرغ هم عنان از کف میدم . متاسفانه به خورد و خوراکم اهمیت خاصی میدم
۵- ..... بسیار آدم نا منظم و با ریخت و پاشی هستم ... نصف نامه ها روی میزم گم میشه و هر روز صبح باید نیم ساعتی دنبال موبایلم باید بگردم ....
من همه رو تکذیب میکنم .... اینا مال یکی دیگه است ...اصلا به من هیچ ربطی نداره ...
پی نوشت : حالا که برای من دردسر درست میکنین حالا نوبت منه :
من خانمها و آقایان نازی و آمنه و رضا و بهناز و آقای دیوانه رو به بازی بزرگ دعوت میکنم