میبینم که مشتری هام کم شده که اتفاقا خیلی هم بهتر ... بعدش هم که میبینم که همه اعترافات خودشونو نوشتن که اونم جالبتر ....
حالا یک کم احساس گناهم کم شده چون فکر میکردم از من خودخواه تر و شکمو تر و بی احساس تر آدم پیدا نمیشه حالا میبینم که نه بابا رقبا در این عرصه زیادن
اما بعد :
....
روزی که من رفتم توی سازمان ( آه که چه زود گذشت ..ایگار همین دیروز بود ....) دیدم که یکی از کارهای مهمی که توی این بخش باید انجام بدم نامه نوشتن به دستگاهها و اشخاص مختلفه ..
چه میدونم از وزیر و معاون وزیر و اینها گرفته تا رئیس فلان سازمان و اداره و فرماندار و استاندار و ....خلاصه رئیس فلان شرکت و مهندس فلانی و الی آخر
درس بزرگش این بود که کلماتی که در هر نامه نوشته میشن یک سری ترتیبات خاص دارن که اگه جابجا یا به اشتباه نوشته بشن نامه شما ممکنه توهین آمیز ... شبیه التماس یا خیلی دستوری و آمرانه ..یا حتی اونجایی که میخوای لحنت تند باشه خیلی محبت آمیز باشه .
البته همه ما با اصول اولیه این کار آشنا هستیم . با اینحال وقتی ببینی که تاثیر کارت ممکنه فاجعه آمیز باشه یک کمی موضوع فرق میکنه .
گاهی هم استفاده از کلمات نادرست یا اشتباهاتی که سهوا بوجود میاد جالبه . مثلا خود من به شرکت نفت یک نامه نوشتم و توش درخواست ۳۰۰۰ لیتر نفت سفید برای کارگاه کردم ...بعدش که نامه برای امضا رفت دیدم رئیس در حالی که میخنده میگه بیا بخون ببین چی نوشتی ... میبینم به جای نفت سفید درخواست ۳۰۰۰ لیتر سیمان سفید دادم ! .. خلاصه این جریان تا یک هفته باعث خنده همکاران بود ...
اما یک چیز مهم دیگه هم رنگ خودکار یا نوشت افزاریه که باهاش نامه مینویسی .....